نتایج جستجو : شاد زندگی کردن

  • تهران (پانا) - «دانش‌آموزی داشتم به اسم پوریا. شیطون بود و پرانرژی. یک روز توی بخش بیمارستان غمگین و بی‌حوصله بودم که پوریا از اتاق شیمی درمانی بیرون اومد. بچه‌ها وقتی داروی شیمی درمانی میگیرن، دچار عوارضی می‌شن مثلاً تکلمشون به مشکل برمیخوره. پوریا بهم نگاه کرد و فهمید. با اینکه سعی کردم خودم رو خوشحال نشون بدم اما از حال و روزم متوجه شد که حالم خوب نیست. رفت توی اتاقش و برام نوشت آقا مگه غصه، خوردن داره... چند وقت بعد پوریا از دنیا رفت و این جمله رو برام به یادگار گذاشت. الان دیگه وقتی میرم…

۱